تحلیل جغرافیای سیاسی شباهتها و تفاوت های قوم تالش در دو سوی مرز

قسمتی از متن پایان نامه :

دیدگاه دانشمندان علوم اجتماعی(1970م)

نسل جدیدی از دانشمندان علوم اجتماعی در دهه ی 1970 به جنبه سیاسی مسئله قومیت پرداختند و به ساخت و کاربرد واژه های جدیدی زیرا«ناسیونالیزم قومی» و سیاست قومی روی آوردند؛ این اصطلاحات توسط دو تن از دانشمندان علوم سیاسی به نام واکر کونور و جوزف روتشیلد مورد بهره گیری قرار گرفت.

کونور ضمن تصریح به ریشهی یونانی واژه قومیت در تعریف ماکس وبر از این واژه که در هر دو مورد با ملت یکسان می باشد تعریف خود را از ملت به عنوان یک گروه قومی خود آگاه ارائه داد.به نظر کونور ، گروه قومی  یک مقوله اساسی بشری می باشد (نه یک گروه فرعی)که از وحدت نژادی و فرهنگی برخوردار می باشد.تنها عاملی که به یک گروه قومی ماهیت ملیت می دهد «خود آگاهی» می باشد. احمدی(1384،37)

نتیجه این بحث این که شاید ما بتوانیم گروههای قومی را به عنوان گروه های کاملا متمایز و مشخص در داخل یک جامعه بزرگتر فرض کنیم . گروه هایی که از لحاظ فرهنگی متمایز بوده و در بسیاری از موارد خود مختار هستند و از نظر سرزمینی از یک محدوده ی جغرافیایی تقریبا مشخص برخوردار بوده اند و تاریخ و جغرافیای قابل فرق دارند.با در نظر داشتن این که در خاور میانه خصوصا و کشورهای آسیایی و آفریقایی عموما اصطلاح قبیله بیشتر از گروه قومی مصداق پیدا می کند قبیله مهمترین زیر مجموعهی قوم است_اما برخ از پژوهشگران خاورمیانه شناس مفاهیم قومیت و اصطلاح وابسته به آن را جهان شمول و مسلم تلقی و آن ها را برای تحلیل پراکندگی های زباتی و مذهبی موجود در منطقه به کار می برند.چنین نظری که در واقع میراث سنت رفتارگرایی در علوم اجتماعی مقایسه های فراملی غیر تاریخی می باشد.این نظریه پردازان و پژوهشگران را متقاعد می سازد که در مطالعات خود نیازی به ارائه هیچ گونه تعریف تاریخی از قومیت،گروه قومی،و ناسیونالیزم قومی پیدا نکنند(احمدی، 1384،44)

2-3-5-دیدگاه دو سوسور

زبان به عنوان مهم ترین مشخصه ی اقوام تأثیر بالقوه و بالفعلی بر عهده دارد، زیرا پیدایش و پویایی زبان ها گویای پیدایش و پویایی اقوام می باشد که به نوبه خود  در پایه ی دولت ها قرار گرفته اند. اما تاثیر متقابل زبان ، اقوام و دولت ها  تاثیراتی متقابل اند زیرا عمر زبان ها و اقوام که به آن زبان ها سخن می گویند در ابعاد تاریخی بسیار طولانی گسترده می باشد . در حالی که عمر اکثر صورت بندی های دولتی به ندرت به یک قرن می رسد. برای فهم بهتر این بحث به قانون فردیناند دوسوسور در این زمینه تصریح می کنیم. دو سو سور این نکته را می پذیرد که خلق و خوی یک ملت بر زبان آن تاثیر می گذارد و از سوی دیگر زبان می باشد که تا اندازه ی زیادی ملت را می سازد. سپس بر دو نیروی متضاد انگشت می گذارد که آن ها را «نیروی تبادل» و «تعصب محلی» می نامد و آن دو را در نهایت در یک موجودیت گرد می آورد زیرا بر اان می باشد که نیروی خاص گرا در واقع تنها جنبه ای منقی از نیروی وحدت بخش می باشد.

چنانچه این نیروی وحدت بخش به اندازه ی کافی قدرتمند باشد می تواند وحدت را در کل پهنه مستقر سازد؛ اگر این طور نباشد حرکت در نیمه راه متوقف شده و تنها بخشی از سرزمین را در بر می گیرد. با وجود این حتی همین پهنه ی محدود نیز به نسبت اجزای خود یک کلیت منسجم را تشکیل می دهد . به همین دلیل می توان همه چیز را در نیروی وحدت بخش گرد آوردبدون آن که تعصب محلی را در کار دخالتی داد. زیرا این تعصب در واقع همان نیروی تبادل می باشد که در هر منطقه هست.

وحدت نژاد خود به خود تنها عامل ثانوی به حساب می آید که آغاز برای اشتراک زبانی ضرورت ندارد؛اما نوع دیگری از وحدت نیرو هست که بی نهایت مهم بوده و تنها عامل اساسی و مرکب از پیوند اجتماعی می باشد.وحدتی که ما آن را «شبه قوم» می نامیم_شبه قوم یا Ethnisme واژه ای می باشد که فردیناند دو سوسور ابداع نمود و مقصود از آن گروهی متشکل از مردمانی باریشه های متفاوت نژادی می باشد که به دلیل اشترک در زبان ، دین، باورها یا الزامات دفاعی به یکدیگر پیوند خورده اند. در اینجا مقصود ما وحدتی می باشد که بر عوامل متعدد نظیر دین ؛ تمدن، دفاع مشترک، و غیره استوار می باشد، وحدتی که می تواند حتی میان مردمانی از نژادهای گوناگون و خارج از هر گونه پیوند سیاسی به وجود بیاید.بین شبه قوم و زبان ارتباط ای دو سویه به وجود می آید.این پیوند اجتماعی در پی آن می باشد که اشتراک در زبان را به وجود بیاوردو درون یک اصطلاح مشترک گروهی از مشخصات را جای دهد. بر عکس اشتراک زبان نیز خود به نوعی سبب وحدت قومی خواهد گردید. عموما چنین وحدتی همواره برای تبیین اشتراک زبان کافی می باشد(برتون،1384،89،88)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوال 1:

شباهتهای و تفاوتهای جغرافیای سیاسی قوم تالش در سوی مرز چیست  و تحولات جغرافیای سیاسی ِاین قوم را به چه سمتی سوق می دهد ؟

سوال 2:

فضای فرهنگی و سیاسی متفاوت در دو سوی مرز چه تغییرات هویتی را موجب گشته می باشد؟

در این پایان نامه ضمن کوشش برای پاسخگویی به دو سوال اصلی فوق کوشش خواهد گردید به پرسشهایی نظیر آن چیز که در ذیل می آید پرداخته گردد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تقسیمات جغرافیای سیاسی منطقه تالش در دو سوی مرز چیست ؟بسته شدن و باز شدن مرز در دوره های مختلف تاریخی چه تاثیری بر مراودات فرهنگی اقتصادی تالشان دو سوی مرز داشته می باشد ؟هم گرایی فرهنگی و مذهبی تالشان جمهوری آذربایجان با ایران چه تاثیری بر روابط ایران و جمهوری آذربایجان دارد؟ منطقه شمالی تالش چه اهمیت استراتژیکی برای ایران ، آذربایجان و ارمنستان در قفقاز جنوبی دارد؟ تفاوتها ی ایجاد شده بر اثر جدایی سیاسی در منطقه تالش چه تاثیری بر گرایشات تالش ها در دو سو دارد.

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه