شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

عنوان کامل پایان نامه :

 تحلیل جغرافیای سیاسی شباهتها و تفاوت های قوم تالش در دو سوی مرز

قسمتی از متن پایان نامه :

بحث نظری مسئله قومیت و ناسیونالیزم قومی

به دلیل وجود مسائل هویتی و قومی در تالش شمالی در ورای مرزهای ایران در این بحث نیاز می باشد که به دو قلمرو اساسی در مورد قومیت و ناسیونالیزم بپردازیم . سپس به تجزیه و تحلیل مطالب مربوط به آن بپردازیم یکی از این دو قلمرو به مکاتب فکری گوناگون درمورد ی ماهیت قومیت و ناسیونالیزم قومی می پردازد و دیگری به بحث نظری در حصوص علل سیاسی شدن مسئله قومیت اختصاص دارد. ماهیت قومیت و ناسیونالیزم به دو مکتب «کهن گرایی» و «ابزار گرایی» تصریح دارد:

2-6-1-مکتب کهن گرایی

طرفداران این مکتب ،قومیت و ناسیونالیزم را یک پدیده ی کهن می دانند و بیشتر به توصیف ریشه ها و استحکام وابستگی قومی می پردازند. طرفداران مکتب کهن گرایی دو ادعای اساسی دارند:اول اینکه ملت ها و ناسیونالیزم پدیده هایی کهن هستند و دوم اینکه طبیعی پس جهان شمول اند.اصطلاح کهن گرایی را نخستین بار ادوارد شیلز و کلیفورد گیرتز در دهه 1950 میلادی آن را رواج دادند. کسانی که بر جنبه های کهن قومیت تاکید می ورزند به وجود نوعی ارتباط میان قومیت  خویشاوندی و نیز روابط قومی_ عاطفی میان مردمی که اجداد مشترک و گاه سرنوشن مشترک این جهانی برای خود تصور می کنند اعتقاد دارند.

واکر کونور از برجسته ترین طرفداران مکتب کهن گرایی بر جنبه های سیاسی قومیت به عنوان پدیده ی طبیعی حیات بشری تاکید می کند او ناسیونالیزم قومی را شکل خاصی از ناسیونالیزم می داند و ضمن حمله شدید به طرفداران نظریه های نو گرایی و ارتباطات الگوی غالب سیاست جهان معاصر را فرایند «ملت پاشی» تلقی می کند تا «ملت سازی» کونور با رد بقای «دولت_ملت» ناسیونالیزم واقعی را ناسیونالیزم قومی می داند(احمدی، 1384،145)

2-6-2-مکتب ابزار گرایی (جایگاه گرایان و نو گرایان)

طرفداران این مکتب عقیده دارند که قومیت و ناسیونالیزم محصول دوران مدرن به ویژه چند قرن اخیر می باشد. نوگرایان می گویند» که کهن گرایان نمی توانند به این پرسش پاسخ دهند که چرا هویت قومی در لحظه ای خاص و در گروه واحد به گونه متفاوت جلوه می کند. نو گرایان به ویژه جایگاه گرایان عقیده دارند که این نقیصه ا نمی توان از طریق در نظر داشتن جایگاه ها و شرایط هویت قومی یا به عبارت بهتر ،با در نظر داشتن شرایط و اوضاع و احوال تحول اجتماعی برطرف نمود. به گفته اولزاک بزرگترین ایراد ذاتی دیدگاه کهن گرایان در این می باشد که غالب جنبش های قومی اساسا جدید و مدعی شکل افسانه ای سنن قومی اند. سننی مه وجود خارجی ندارند. در میان نظریه پردازان مارکسیست یا مارکسیست نو گرا، بندیکت،اندرسون،ارنست گلز و اریک هابسباوم اندیشه های جدیدی ارائه داده اند از نظر اندرسون قومیت و ناسیونالیزم به عنوان ایدئولوژی های عصر مدرن همراه با مرگ مذاهب جهانی و سنت پادشاهی ظهور نمود می باشد(احمدی،1384،149،148،)جنجالی ترین رهیافت مکتب نوگرا در مورد سنت می گوید: سنت های ابداعی به ابداعات تاریخی اخیر مانند ملت و پدیده های وابسته محصول مهندسی اجتماعی بوده و غالبا به گونه سنجیده طرح شده و همواره ابداعی اند. زیرا تازگی ابداع را می طلبد(هابسباوم 1983،13)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوال 1:

شباهتهای و تفاوتهای جغرافیای سیاسی قوم تالش در سوی مرز چیست  و تحولات جغرافیای سیاسی ِاین قوم را به چه سمتی سوق می دهد ؟

سوال 2:

فضای فرهنگی و سیاسی متفاوت در دو سوی مرز چه تغییرات هویتی را موجب گشته می باشد؟

در این پایان نامه ضمن کوشش برای پاسخگویی به دو سوال اصلی فوق کوشش خواهد گردید به پرسشهایی نظیر آن چیز که در ذیل می آید پرداخته گردد:

تقسیمات جغرافیای سیاسی منطقه تالش در دو سوی مرز چیست ؟بسته شدن و باز شدن مرز در دوره های مختلف تاریخی چه تاثیری بر مراودات فرهنگی اقتصادی تالشان دو سوی مرز داشته می باشد ؟هم گرایی فرهنگی و مذهبی تالشان جمهوری آذربایجان با ایران چه تاثیری بر روابط ایران و جمهوری آذربایجان دارد؟ منطقه شمالی تالش چه اهمیت استراتژیکی برای ایران ، آذربایجان و ارمنستان در قفقاز جنوبی دارد؟ تفاوتها ی ایجاد شده بر اثر جدایی سیاسی در منطقه تالش چه تاثیری بر گرایشات تالش ها در دو سو دارد.

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه