تحلیل ژئوپلتیک اقلیت در جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر بهائیت

قسمتی از متن پایان نامه :

عوامل و زمینه‌های پیدایش بهائیت

3-4-1- عوامل و زمینه‌های داخلی

از نظر فرهنگی، در دوره قاجار بیش از 90% مردم بی سواد بودند و یکسری اعتقادات خرافی و اوهامی که رنگ مذهبی به خود گرفته بود در میان مردم رسوخ داشت(شمیم،1375،88) به سبب جهل و فقر فرهنگی توده‌های مردم، فرقه بهائیت توانست گروهی را جذب نماید. «از نظر اقتصادی نیز کشور در وضعیت اسفباری به سر می‌برد.قحطی‌های فراگیر، بیماری‌های واگیردار نظیر وبا، طاعون و جنگ‌های داخلی و خارجی، هزاران نفر را از بین برده و روحیه بازماندگان را تضعیف می‌نمود، در نتیجه به اقتصاد کشور لطمه زیادی وارد شده بود. در چنین شرایطی و با شکسته شدن روحیه مردم به علت شکست در جنگ‌ها با روسیه و…، احتمال گرایش مردم به روزنه امیدی که منجی عالم بشریت باشد و جهان را پر از عدل و داد کرده و ریشه فقر را بخشکاند، افزایش می‌پیدا نمود»(زاهد زاهدانی،1384:217).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

به همین خاطر عده‌ای از مردم به امید گشایش در امور اعتقادی، سیاسی، اقتصادی به وعده‌های مدعیان بابیت امیدوار شدند و بعدها نیز با طرفداری استعمار و تبلیغات گسترده و خرج کردن پول‌های فراوان عده‌ای به طرفداری از علی محمد باب و میرزا حسینعلی بهاء ادامه داده و در نهایت به عنوان بهائی از جرگه مسلمانان خارج می‌شدند»(زاهد زاهدانی،1384:217).

«همچنین از نظر اجتماعی پیدایش این جنبش در ایران زمانی بود که پس از جنگ‌های ایران و روس به علت افزایش تماس با فرهنگ اروپایی، نوگرایی افکار بسیاری از متفکران و نیز عوام را درگیر خود ساخته بودو در نتیجه مخالفت‏ با سنت‌های غلطی نظیر استبداد شاهان، زمینه برای ظهور حرکت‌های اجتماعی فراهم شده بود. در چنین شرایطی جنبش های اصلاحی چندی در ایران شکل گرفتند و در این فضا بعضی به فکر تغییر فرهنگ ملی حاکم و ایجاد نوآوری‌های مذهبی افتادند در نتیجه این طرز تفکر بود که فرقه‏هایی زیرا شیخیه و بهائیه در کنار مکاتب سکولار در ایران ظاهر شدند و همواره پیش روی حرکت‌های احیاگر سنت‌های ملی ـ دینی ایستادند و حرکت‌های سنت‏شکن را تأیید کردند»(زاهد زاهدانی،1387: 240).

علاوه بر شرایط فوق، شرایط سیاسی آن روزگار نیز عاملی بسیار مهم در ظهور وتداوم این فرقه به شمار می رود؛سنگینی فشارهای روز افزون و طاقت فرسای اقتصادی بر پیکر جامعه عصر قاجار تنش‌های شدید و غیر قابل تحملی در مردم پدید آورد.دستگاه حاکمه مردم را به بند کشیده و برده گونه تمام حقوقشان را پایمال می‌نمود. سران و زمامداران، مملکت را ملک شخصی خویش برشمرده و دست به تاراج می‌زدند. نابودی و حراج مملکت به بهای فقر و فلاکت ملت، تنگناهای شدید اجتماعی را به اوج رسانید. غفلت «دولت‌مردان نسبت به تمام امور و بی بند و باری کاخ نشینان دیگر جائی برای تحمل و تداوم طریقه چپاول باقی نگذاشت. مردم ایران از ظلم و بی عدالتی‌ به ستوه آمده بودند»(افراسیابی،1371،89).

«علاوه بر ظلم و بی کفایتی پادشاهان قاجار در اداره امور کشور، نفوذ بی‌زیرا و چرای بیگانگان در ایران و فرمانبری محض قاجار در برابر سلطه انگلیس و روسیه و باز گذاشتن دست بیگانگان در امور داخلی ایران و بالآخره شکست در جنگ‌های ایران و روس روحیه عمومی مردم ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داده و شکاف عمیقی بین دولت و ملت‏ به وجود آورده بود»(شمیم،1375،97). در چنین وضعیتی دربار که از روی خوشگذرانی و زیاده طلبی نمی‌توانست از هزینه‌های خود کم کند، به فساد مالی از قبیل رشوه گیری و گرفتن مالیات مضاعف از مردم پرداخت و در کنار آن چنین وانمود و القا می‌گردید که این پیش‌آمد بایستی اتفاق می‌افتاد و راهی غیر از تسلیم در برابر مقدرات نمی‌باشد و در نتیجه مردم را به بی تفاوتی و اندیشه‌های خیال‌پردازانه‌ای نظیر بابیه و بهائیت گرایش داده تا پیش روی اتفاقات مقاومتی از خود نشان ندهند( نصری، 1382،37).
از سوی دیگر جایگاه نهاد مذهبی در جامعه دوران قاجار و نحوه تعامل دستگاه سیاسی با آن، تأثیر مهمی در شکل گیری و تداوم فرقه بهائیت و ریشه‌های اعتقادی و اجتماعی آن یعنی شیخیه و بابیه داشت؛ مراجع تقلید به عنوان رهبران واقعی ملت، اداره امور اجتماعی و اقتصادی آنان و امر قانون گذاری و قضاوت و تمشیت امور بین آنان را بر عهده داشتند.نفوذ این سازمان مذهبی از بالاترین نقطه سلسله مراتب ساخت سیاسی کشور تا قلب تک تک آحاد شیعه گسترش داشت.آنان تنها پناهگاه مردم و حتی بعضی صاحب منصبان حکومتی پیش روی دیکتاتوری و ظلم شاهان بودند. به گفته لمبتون ـ پژوهشگر برجسته مسائل ایران ـ «به این ترتیب نیروی طبقه روحانی تنها نیروی مقاوم در برابر رژیم مملکت بود»(لمبتون، بیتا:56)

از این رو علی رغم بعضی همکاری‌های علمای برجسته شیعه با پادشاهان قاجار در جهت حفظ حقوق مردم و مصالح جامعه اسلامی، به دلیل ماهیت استبدادی و خودکامه نظام پادشاهی، اقتدار سیاسی حاکم به هیچ وجه نفوذ و اقتدار نهادهای اصیل مذهبی را برنتابیده و همواره در صدد تضعیف آن به عنوان مهمترین مانع پیش روی خودکامگی‌های خویش بود. و ایجاد بدعت در دین نیز می‌توانست با تضعیف نهاد مذهبی از نفوذ و اقتدار آن بکاهد؛ از این روست که فتحعلی شاه، علاقه و ارادت زیادی به شیخ احمد احسایی، موسس فرقه شیخیه نشان می‌دهد(الگار،1359،98).

«محمد شاه قاجار نیز به علت داشتن عقاید صوفیانه از علمای شیعه که رهبری فکری و اجتماعی داشتند، فاصله می‌گیرد. و به این گونه تا سال‌های آخر سلطنت ناصرالدین شاه به موازات افزایش فاصله میان ملت و دولت، به شدت از تأثیر و جایگاه علمای شیعه در حکومت کاسته گردید. در چنین شرایطی باب با بهره گیری از کسوت روحانیت و اعتبار نیابت امام زمان و وضعیت اسفبار مردم و هدایت و طرفداری عناصر بیگانه توانست عده‌ای را به خود جلب نموده و شورش‌هایی را پیش روی دولت رهبری کند.”(طباطبایی ،1379، 62)

«پس از باب نیز فرقه‌های مختلف بهائیت با هدایت دقیق و طرفداری عیان و پنهان استعمار رشد نموده و پیش روی هر دو اقتدار اصلی موجود در جامعه یعنی دولت و علمای شیعه می‌ایستد. گرچه این امر موجب طرد بهائیت و پیروان آن از ایران می گردد و بهائیت در خارج از ایران رشد می‌یابد»(زاهد زاهدانی،1384،70).به موازات آن، رشد بهائیت در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی که بهائیان از نفوذ و طرفداری فراوان در دستگاه دولتی برخوردار و توسط استعمارگران طرفداری می‌شدند، شدت می‌یابد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  •  صدمات اجتماعی  – اقتصادی  – سیاسی  ناشی از اقلیت بهائیت در ژئوپلتیک ایران چیست؟
  •  بهائیت چه تاثیری در مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران دارد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه