عنوان کامل پایان نامه :

 تحلیل ژئوپلتیک اقلیت در جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر بهائیت

قسمتی از متن پایان نامه :

محمدرضا فشاهی[1]

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

محمدرضا فشاهی، البته نسبت به جنبش بابیت نخستین، دیدگاهی مثبت داشته و به رغم انتقاد از شخص باب، به عنوان کسی که «با وجود تسلط بر فلسفه و عرفان، از آیین سیاست و مبارزۀ اجتماعی، آگاهی چندانی نداشت و به نوشتن رساله و بزرگداشت طلسمات و بازی با اعداد دل خوش کرده بود»، فصلی از کتاب خویش (از گات ها تا مشروطیت) را با لحنی جانب دارانه به موضوع باب و آشوب هواداران وی در زمان محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار اختصاص داده و از آن ها با عنوان «نهضتی انقلابی» یاد کرده می باشد.

دیدگاه فشاهی در مورد فرقۀ بهائیت، اما، از اساس، سخت منفی می باشد و آن را از بابیتِ (نخستین) جدا کرده و به عنوان گروهی ارتجاعی و وابسته به قدرت های بیگانه، آماج انتقاد و حمله ساخته می باشد. به اعتقاد وی: دودستگی میان بابیان (پس از مرگ باب) و تقسیم آن ها به دو گروه «ازلیان» (به ریاست یحیی صبح ازل) و «بهائیان»(به ریاست حسینعلی بهاء) یکی از عوامل مهم شکست جنبش بابیه بود. زیرا به اعتقاد او: «این واقعه، نیروی ”بابیان“ را تحلیل برد» و پس از آن ،صبح ازل روحیۀ انقلابی را رها نمود و گوشۀ عزلت اختیار نمود و به پیروان اندکش، بسنده نمود و دست از مبارزه با قاجاریه کشید… از طرف دیگر، بهاءالله نیز به دامن سیاست های بیگانه (روس و انگلیس) پناه برد و زیرکانه جنبه های انقلابی نهضت را تضعیف نمود و ”اخلاق“ را به جای آن قرارداد و با ناصرالدین شاه از در سازش درآمد.(فشاهی ،102:1386).

او به پیروان خود سفارش می نمود که: ”بایستی کشته شدن را بر کشتن ترجیح داد“ و در دورانی که ”ناسیونالیزم“ ایرانی، برای مبارزه با تسلط سیاسی و اقتصادی بیگانه و نیز حکومت فئودال محلی دست نشاندۀ آن، به منزلۀ یکی از حیاتی ترین سلاح های توده و روشنفکران ایران بود، به مبارزه با این سلاح پرداخت و گفت: ”لیس الفخر لمن یحبّ الوطن بل الفخر لمن یحب العالَم“ [حب وطن افتخاری ندارد، حب جهان افتخار دارد!] و بدین وسیله ”جهان وطنی“ را رسماً تائید نمود و سر انجام در یکی از الواح خود (لوح سلطان)، خود را ”غلام و عبد“ و ”ناصرالدین شاه“ را ”ملیک زمان“ اعلام نمود.(فشاهی ،106:1386)

بعدها جانشین او، عباس افندی، رسماً به دفاع از محمدعلی شاه پیش روی مشروطه خواهان برخاست و در یکی از الواح خود چنین نوشت: ”طهران، حضرت ایادی امر الله، حضرت علی قبل اکبر علیه بهاء الابهی (هو الله)

ای منادی پیمان، نامه ای که به جناب منشادی (حاجی سید تقی) مرقوم نموده بودید ملاحظه گردید و به دقت تمام مطالعه گردید.. از انقلاب ارض طا (تهران) مرقوم نموده بودید، این انقلاب در الواح مستطاب مصرح و بی حجاب، اما عاقبت سکون یابد و راحت جان حاصل گردد… و سریر سلطنت کبری در نهایت شوکت استقرار جوید و آفاق ایران به نورانیّت عدالت شهریاری (محمدعلی شاه) روشن و تابان گردد.

مکدر مگردید، جمع یاران الهی را به اطاعت و انقیاد و صداقت و خیرخواهی به سریر تاجداری دلالت نمایید، زیرا به نصّ قاطع الهی، مکلَّف برآن اند.

زنهار، زنهار، اگر در امور سیاسی، نفسی از احبّاء مداخله نماید، یا آنکه بر زبان کلمه ای براند…

باری، گوش به این حرف ها مدهید و شب و روز به جان و دل بکوشید و دعای خیر نمایید و تضرع و زاری فرمایید تا… در جمیع امور نوایای خیریۀ اعلیحضرت شهریاری واضح و معروف، اما نوهوسانی (مشروطه خواهان) چند گمان نمایند که کسر نفوذ سلطنت، سبب عزّت ملت می باشد. هیهات، هیهات، این چه نادانی می باشد… اعلیحضرت شهریاری الحمدلله شخص مجرّب اند و عدل مصوَّر؛ عقل مجسَّم و حلم مشخّص و… و السلام علی من اتبع الهدی، ۱۱ ج ۱ سنۀ ۱۳۲۵ [قمری ] “.»

[1]محمدرضا فشاهی، نویسنده، جامعه شناس، فلسفه دان و شاعر اهل ایران می باشد. او در پاریس زندگی می کند و استاد فلسفه می باشد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  •  صدمات اجتماعی  – اقتصادی  – سیاسی  ناشی از اقلیت بهائیت در ژئوپلتیک ایران چیست؟
  •  بهائیت چه تاثیری در مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران دارد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه