عنوان کامل پایان نامه :

 تحلیل ژئوپلتیک اقلیت در جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر بهائیت

قسمتی از متن پایان نامه :

در شرایطی که کاپیتالیسم امریکا دست به غضب اراضی و نابود ساختن فرهنگ و تمدن ساکنان بومی کشور‌های سرخ پوستان، انتقال اجباری سیاهپوستان و استثمار تبعیض آلود آنها در آمریکا و … می‌زد از رهبران و هیأت‌‌های بهایی مدام جهت سفر به امریکا دعوت به اقدام آورده می‌گردید. تا دم از صلح جهانی، مؤدت و سازش زنند. یکی از قدیمی‌ترین مجاری پیوند بهائیان با امریکا، روابط رهبران این فرقه با مسیون‌های تبشیری(مبلغان مسیحی) امریکایی و مؤسسات وابسته به آنها در ایران و جهان بوده می باشد. بهائیت و مسیحیت هر دو با اسلام در تضاد هستند. بهائیت اسلام را دیانتی، منسوخ و جزء ادیان عتیقه می‌شمارد و مسیحیت (تبشیری) نیز جنبه وحیانی و آسمانی اسلام را منکر می گردد.

ویژگی بارز بهاییت تعمیق باور تمکین بی زیرا و چرای مردمان از حاکمان وابسته می باشد این ویژگی امکان هر گونه انقلاب ، اعتراض و نهضتی را سلب می کنداسناد و مدارک تاریخی موید وجود پیوند و هـمکاری دیرینه ای بین امـریکا و بهائیان می باشد که سـابقه آن را به بیـش از یـک قرن می رساند.ایالات متحده آمـریکا که ماهـیت و مواضـع تجاوزکارانه و اسـتکباری آن برهمه ملـتـها روشـن بـوده وبه حق از سوی بنیان گذار نظام اسلامی ایران ملقـب به «شیـطان بـزرگ» گــردید، هـمواره از بهائیان طرفداری و روابط پیداوپنهانی ما بین آن ها وجود داشته می باشد.(شیخ الاسلامی ،1374: 120)

عباس افندی(پیشوای بهائیان)درسال 1913_1911 سفری به مغرب زمین نموده وطی نطق های متعددی که درمجامع گــوناگــون اروپـا و آمـریـکـا ایـراد نـمــود ازآمـریکـا جـانبـداری بلکـه تقـدیــس کـرد.وی دریکـی ازاظـهـارات عجـیـب خــودادعا که:«قطعه امریکا نزد حق میدان اشراق انوار می باشد…» ودر سخنرانی دیگر خود که در واقع چراغ سبزی برای غارت کشور زرخیز ودارای مـنــابع سـرشــارنـفـت ایـران بــود اظهـارکـرد: «ازبـرای تـجـارت و منـفـعـت مـلـت امـریـکـا مـمـلکـتـی بهتر از ایران نه.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

چه که مملکت ایران خود ثروتش همه درزیرخاک پنهان می باشد امیدوارم ملت امریکا سبب شوند که آن ثروت ظاهر گردد» مجله آهنگ بدیع،ارگان فرقه بهائیت در گزارشی می نویسد:«زمانی که عباس افندی وارد نیویورک گردید«تئودورروزولت» رئیس جمهور امریکا، مقدمش را گرامی داشت و محضرش را مغنم دانست و با آن حضرت مصاحبه نمود… .(شیخ الاسلامی ،1374: 123)

مستر«لی مک کلانگ»وزیر دارایی ممالک متحده امریکا پس از تشرف به حضور مبارک ، هنگامی که برای دوستان توصیف تشرفش رامی نمود گفت:«چنین احساس می کردم که درحضور یکی از انبیا هستم-در حضور حضرت مسیح-این هم درست نیست – حقیقت این می باشد که درحضور پدر آسمانیم بودم.» (بدیع،1346 :202).

بی جهت نیست که سردمداران امریکادر دوران نفوذ و سیطره خود در ایران قبل از انقلاب برای پیشبرد اهداف استعماری خود ، میدان  را برای تکا پو و جولان بهائیان فراهم نموده سبب گردیدند که حدود 14 سال از رئیس دولت دولت(هویدا)گرفته تا جمع بسیاری از وزرا و مدیران بلند پایه کشوری جزء افراد وابسته به فرقه بهائیت باشند. پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال1357فرقه بهائیت رابا بحرانی بی سابقه در طول تاریخ پیدایش خود مواجه ساخت واسناد به جامانده ازلانه جاسوسی امریکا درایران موید روابط گسترده بهائیان با سرویس های اطلاعاتی امریکاست که این امردرموضع گیری های سران امریکا ازجمله رنالد ریگان ازروسای جمهورامریکا درحمایت از این فرقه کاملا عیان می باشد.درسال1362 پیرو بازداشت چند تن از بهائیان به اتهام جاسوسی برای بیگانگان و ممنوعیت فعالیت تشکیلاتی این فرقه درکشور، ریگان رئیس جمهور وقت امریکا صراحتا به طرفداری از بهائیان دستگیر شده پرداخت و حکم دادستانی انقلاب رامحکوم نمود.که این امر موجب عکس العمل امام خمینی(ره)و نطق کوبنده ایشان گردیدکه درآن طرفداری امریکا از بهائیت دلیلی بروابستگی سیاسی آنان به امپریالیسم امریکا قلمداد گردیده وآن را مشابه طرفداری نظام سوسیالیستی شوروی از حزب توده دانستند:« اگر دلیل ما نداشتیم به این که(این ها) جاسوس امریکا هستند غیر از طرفداری ریگان از آن ها ودلیلی نداشتیم که حزب توده جاسوس هستند غیر از طرفداری شوروی از آن ها .(برای اثبات مدعای ما) کافی بود…بهائی ها یــک مذهب نیستند ،یک حزب هستند ،یک حزبی که در سابق، انگلستان پشتیبانی آن ها را می نمود و حالا هم امریکا دارد پشتیبانــی می کند. این ها هم جاسوس هستند مثل آنها…»جدای از پیوند عمیق و دیرینه بین امریکا و بهائیت ، این فرقه ضاله وابط تنگاتنگی با استعمار انگلیس داشته ودارد و در تایید این نکته اعطای لقب«سر»و نشان «نایت هود»توسط دربار لندن به عباس افندی (پیشوای بهائیان)که به پاس خوش خدمتی های وی به قشون بریتانیا صورت گرفت ازواقعیت مسلم ومشهور تاریخ معاصر می باشد.پس از تحکیم ایه های قیومیت انگلیس بر قدس، دولتمردان انگلیس حاضر در فلسطین، در نامه ای به لندن ،پیشنهاد کردند بابت خدمات صادقانه و مستمر عباسافندی به آرمان بریتانیا و بهره گیری افسران بریتانیایی مستقر در حیفا ازنفوذ و نظرات پیشوای بهائیت نشان و لقب عالی امپراتوری به وی اعطا گردد.این پیشنهاد به تصویب دولت بریتانیا رسیده   و در آوریل 1920 در مراسمی پیشوای بهائیان، لقب «سر» و نشان «شوالیه امپراطوری» به وی داده گردید. عنایت و طرفداری انگلیسی ها نسبت به پیشوای بهائیان (عباس افندی) به اعطای نشان و لقب ختم نمی گردد.عباس افندی مورد عنایت و طرفداری عیان وینستون چرچین (وزیر مستعمرات انگلیس)هربرت ساموئل (کمیسرعالی بریتانیا درفلسطین) و رونالد و استورز(فرماندار حیفا و توابع) قرار داشت.عنایت و توجه خاص چرچیل و دیگر عناصر استعماری انگلیس زمانی کاملا خود را نشان می دهد که عــباس افندی در گذشـت. شوقی(نوه و جانشین عباس افندی که خود نیز ازاین عنایات سهمی وافر داشت) می نویسد:وزیر مستعمرات حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان مسروینستون چرچیل به مجرد انتشاراین خبر پیامی تلگرافی به کمیسرعالی انگلیس در فلسطین سرهربرت ساموئل صادر و از وی تقاضا نمود «مراتب همدردی و تسلیت حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان را به جامعه بهائی ابلاغ نمایید.» (وزارت امور خارجه ، 1384، 137).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  •  صدمات اجتماعی  – اقتصادی  – سیاسی  ناشی از اقلیت بهائیت در ژئوپلتیک ایران چیست؟
  •  بهائیت چه تاثیری در مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران دارد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه